شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
399
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
بر همدان مستولى شد ، و پيش از ان نيز از حدود 455 در آنجا رياست داشت . نظام الملك احمد بن نظام الملك كه مدّتى در همدان مقيم بود در باب او خبرى به محمّد بن ملكشاه نوشت ( چنين است در النّجوم الزّاهرة و ظاهرا صحيح همين است ؛ ولى ابن الفوطى ملكشاه گفته ) ، و باعث شد كه وى را به اصفهان بردند و به مبلغ هفتصد هزار دينار مصادره كردند ، آن مبلغ را به زرّ سرخ در بيست روز پرداخت بىآنكه ملكى بفروشد يا مخدّه از پشت خود بجنباند . ص 107 لشكرهاى خلج ، در باب اين منازعات اخبارى نيز در جهانگشاى جوينى ( ج 2 ص 192 و ما بعد ) آمده است و همچنين در طبقات ناصرى ( چاپ حبيبى صفحات 372 و 655 و 658 و 659 ) . از آن اخبار معلوم مىشود كه محمّد بن على خرپوست غورى ملقّب به ملك اختيار الدّين از جانب سلطان محمّد خوارزمشاه در غزنه بود با بيست هزار لشكر ، و چون خوارزمشاه از كنار جيحون بهزيمت رفت يمين ملك ( - امين ملك ، امين الملك در اين ترجمه ) كه مقطع هرات بود بغزنه رفت و در دو سه منزلى آن شهر فرود آمد و رسول به خرپوست فرستاد كه : ما را علفخوار معيّن كن با هم باشيم تا آنگاه كه از حال سلطان چه ظاهر شود . در اين وقت شمس الملك شهاب الدّين سرخسى كه وزير سلطان جلال الدّين بود هم در غزنه بود و صلاح الدّين نسائى كه از طرف سلطان كوتوال قلعه و شهرستان بود نيز آنجا مقام داشت . خرپوست و امراى او در جواب يمين ملك گفتند : ما مردمى غورىايم و شما ترك ، با هم زندگانى نتوانيم كرد ، سلطان هر قوم را إقطاع و علفخوار معيّن فرموده است ، هر يك بمقام خود باشيم تا چه پديد آيد . شمس الملك وزير و صلاح الدّين بر قصد خرپوست اتّفاق كردند و او را